همزمان با تشدید حملات غیرقانونی آمریکا به کشورمان، نشریه آتلانتیک در تحلیلی مفصل به ناکامی دولت ترامپ در روایتسازی از جنگ پرداخته است. چارلی وارزل، تحلیلگر این ماهنامه در یادداشتش با توجه به فعالیت مستمر ترامپ در شبکه اجتماعی خودش نوشته است آنچه در خاورمیانه در حال رقم خوردن است، اثر خود را آنچنان در جامعه آمریکایی گذاشته که حتی رئیسجمهور آمریکا هم نمیتواند اوضاع را اداره کند.
شکست ماشین روایتسازی
به عقیده وارزل، ترامپ در سالهای اخیر با تکیه بر شبکه اجتماعی تروث سوشال و سبک خاص خود، توانسته بود برای هر بحرانی یک واقعیت موازی بسازد و با تغییر زاویه دید افکار عمومی، از پیچیدهترین موقعیتها نیز به نفع خود خارج شود؛ اما مقاله معتقد است جنگی تمامعیار با ایران، همان بحرانی است که این ماشین همیشه پیروز را برای همیشه از کار انداخته است. ترامپ که قبلاً با یک توییت میتوانست دستور کار شبکههای خبری را تغییر دهد، حالا در برابر واقعیتهای سخت میدانی کاملاً درمانده شده و این یعنی قدرتمندترین ابزار ارتباطی او نیز در برابر واقعیت یک جنگ نظامی، کارایی خود را از دست داده است.
جنگ را نمیشود با پست مدیریت کرد
نکته کلیدی که نویسنده بارها بر آن تأکید میکند، این جمله معروف است که «شما نمیتوانید با چند پست از یک جنگ خارج شوید». ترامپ تلاش کرده با تهدیدهای هستهای، اعلام پیروزیهای خیالی و برجستهسازی حاشیههای سیاسی، ذهن مردم را از تلفات سنگین و هزینههای هنگفت نظامی منحرف کند؛ اما هر بار نتیجه معکوس گرفته است. جنگ یک پدیده فیزیکی با پیامدهای عینی و انسانی است و نمیتوان آن را با ترفندهای زبانی، هشتگسازی یا تغییر مداوم روایت، حل و فصل کرد.برای نمونه، وقتی ترامپ در یکی از پستهای خود نوشت «تمامی تمدن ایران امشب نابود خواهد شد»، نه تنها رسانههای معتبر این ادعا را به سخره گرفتند؛ بلکه حتی نزدیکترین مشاورانش نیز این رویکرد را نمایشی و بیاثر ارزیابی کردند.
خستگی اطلاعاتی و فرسایش اعتماد
نویسنده در یکی از مهمترین بخشهای یادداشت خود، به پدیده خستگی اطلاعاتی در میان کاربران فضای مجازی اشاره دارد. او معتقد است پس از یک دهه مواجهه با دروغهای بزرگ و کوچک و تناقضهای پیدرپی از سوی ترامپ، مردم به نوعی واکسینه شدهاند و دیگر هیچ توییت تند و تیزی برایشان غافلگیرکننده یا اقناعکننده نیست. این خستگی جمعی موجب شده اظهارات افراطی رئیسجمهور نه تنها باورپذیر نباشد؛ بلکه حتی به شوخیهای تلخ در شبکههای اجتماعی تبدیل شود.در این شرایط، تصاویر و ویدئوهای واقعی از میدان نبرد که توسط شهروندان عادی، روزنامهنگاران مستقل و حتی گاهی نظامیان منتشر میشود، تأثیر بسیار بیشتری بر جریان افکار عمومی دارد تا اظهارنظرهای شعاری ترامپ. مردم دیگر به دنبال روایتهای از پیش ساخته نیستند و ترجیح میدهند خودشان قضاوت کنند. این تغییر بنیادین در عادتهای مصرف خبری، یکی از اصلیترین عواملی است که ماشین تبلیغاتی ترامپ را برای همیشه زمینگیر کرده است.
روایتپردازی متقابل ایران در جنگ سایبری
در کنار ناکارآمدی ترامپ، نویسنده به نقش فعال ایران در جنگ روایتها نیز پرداخته و آن را یکی از عوامل تضعیفکننده جایگاه رئیسجمهور آمریکا معرفی کرده است. تیمهای سایبری و رسانهای ایران نه تنها حملات اطلاعاتی انجام میدهند؛ بلکه با استفاده از طنز و کنایه، پستهای ترامپ را به چالش میکشند و آنها را دست میاندازند. این سبک از ترولینگ هوشمندانه، برای نخستین بار سبب شده ترامپ در بازی رسانهای عقب بیفتد و نتواند مانند گذشته فضای مجازی را به نفع خود مصادره کند. این رویکرد خلاقانه، نه تنها روایت رسمی آمریکا را به چالش کشیده؛ بلکه نشان داده در عصر دیجیتال، هیچ پیامی بدون پاسخ نمیماند و هر تهدیدی میتواند با یک ضدروایت هوشمندانه خنثی شود.
هزینههای سیاسی داخلی و بینالمللی
به عقیده آتلانتیک، هزینههای سیاسی این ناتوانی در داخل آمریکا کاملاً مشهود است. حتی چهرههای ارشد حزب جمهوریخواه به تدریج از ترامپ فاصله گرفتهاند و برخی از آنها به صراحت اعلام کردهاند راهبرد او در قبال ایران نه تنها شکست خورده؛ بلکه امنیت ملی را نیز به مخاطره انداخته است. این شکاف در درون حزب حاکم، نشاندهنده آن است که ترامپ حتی در میان متحدان سنتی خود نیز پشتوانه سابق را ندارد و نمیتواند مانند گذشته بر وفاداری کورکورانه تکیه کند. در افکار عمومی نیز نظرسنجیهای اخیر نشان میدهد بیش از ۶۰ درصد آمریکاییها معتقدند ترامپ وضعیت را بدتر کرده و هیچ برنامه روشنی برای پایان دادن به جنگ ندارد. این ترکیب از فشارهای داخلی و خارجی، کاخ سفید را در تنگنای بیسابقهای قرار داده است.
پایان یک توهم
در نهایت، نویسنده مقاله را با این جمعبندی به پایان میبرد که جنگ ایران، نقطه پایان افسانه شکستناپذیری رسانهای ترامپ به شمار میرود و این شکست فقط به یک جنگ خاص محدود نمیشود؛ بلکه میتوان آن را هشداری برای تمام کسانی دانست که گمان میکنند شبکههای اجتماعی میتوانند جایگزین واقعیتهای عینی شوند. وقتی گلولهها شلیک میشوند و مردم جان میدهند، هیچ هشتگ و توییتی نمیتواند تصویر را تغییر دهد. ترامپ که سالها از این توهم تغذیه میکرد، حالا با تلخترین درس زندگیاش مواجه شده است: واقعیت همیشه حرف آخر را میزند، مهم نیست که چقدر در فضای مجازی قدرتمند باشید.





نظر شما